پیچیده
دانشمند با یک مشکل پیچیده در تحقیق مواجه شد که برای غلبه بر آن به رویکردهای نوآورانه نیاز داشت.
در اینجا شما تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد دشواری و چالش را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پیچیده
دانشمند با یک مشکل پیچیده در تحقیق مواجه شد که برای غلبه بر آن به رویکردهای نوآورانه نیاز داشت.
بسیار پیچیده
تلاش برای درک ساختار بیزانسی بوروکراسی شرکت بسیاری از کارمندان را ناامید کرد.
بسیار پیچیده
ماهیت گیج کننده پازل نیازمند رویکردی خلاقانه برای یافتن راهحل بود.
غیر قابل درک
کارآگاه نتوانست سرنخی برای رمزگشایی دلیل غیرقابل درک پشت جنایت پیدا کند.
نامشخص و گیجکننده
مقاله درهم و برهم دانشجو فاقد یک تز واضح بود، که دنبال کردن استدلال را برای استاد دشوار میکرد.
غیرقابل درک
عظمت اقیانوس و عمق غیرقابل درک آن در کسانی که به اسرار آن میاندیشند، هم ترس و هم حیرت برمیانگیزد.
بسیار سخت و پیچیده
اشعار پیچیده شاعر، پر از استعاره و نمادگرایی، نیازمند تحلیل دقیقی بود تا معانی عمیقتر آنها آشکار شود.
مبهم
فیلم دارای یک طرح معماگونه بود که بینندگان را تا آخرین لحظه در حدس و گمان نگه میداشت.
غیر قابل درک
دفترچه راهنمای فنی به زبانی نفوذناپذیر نوشته شده بود، که حتی تکنسینهای با تجربه را نیز متحیر گذاشت.
شبیه هزارتو
طرح پیچیده معما خوانندگان را تا پایان حدس زدن نگه داشت.
مرموز
مقاله پر از ارجاعات پیچیده بود که اکثر خوانندگان آن را غیرقابل دسترس یافتند.
عاری از هرگونه پیچیدگی
سیستم امنیتی جدید به عنوان ضد احمق تبلیغ شد، با چندین محافظت برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز.
طاقتفرسا
پیادهروی خستهکننده به بالای کوه همه را خسته کرد.
دلهرهآور
صعود به مسیر کوهستانی شیبدار ترسناک به نظر میرسید، اما آنها مصمم بودند به قله برسند.
کاری بیپایان و بیهوده
نویسنده، با مواجهه با رد شدن پشت سر هم از سوی ناشران، شروع به دیدن جستجوی موفقیت ادبی به عنوان یک سفر سیزیفی کرد.
کمرشکن
مدیریت لجستیک پیچیده یک زنجیره تامین جهانی برای شرکت چندملیتی به عنوان یک وظیفه Herculean ثابت شد.
طاقتفرسا
برخورد با شکایتهای مداوم او برای همه افراد درگیر از نظر عاطفی خستهکننده بود.
پر از پیچیدگی
تعادل بین مسئولیتهای کاری و خانوادگی میتواند برای بسیاری از افراد یک مسئله پیچیده باشد.
پرزحمت
آشپز غذا را با دقت سختکوشانه آماده کرد، مطمئن شد که هر عنصر درست است.
طاقتفرسا
مشکلات مالی شرکت منجر به اقدامات طاقتفرسای کاهش هزینه شد که بر کارکنان و عملیات تأثیر گذاشت.
پیچیده
سخنرانی پیچیده استاد درباره مکانیک کوانتومی برای دانشجویان دنبال کردنش سخت بود.
بسیار چالشبرانگیز
بازسازی اعتماد پس از خیانت یک کار سخت است که به صبر و ارتباط باز نیاز دارد.
غلبه کردن (بر مانع یا دشواری)
علیرغم مشکلات، تیم بر پیچیدگیهای پروژه غلبه کرد و نتایج خارقالعادهای ارائه داد.
قابل درک توسط عدهی معدودی
کار هنرمند پر از نمادهای عرفانی بود که تنها عده کمی از آنها آگاه بودند.
تحمل کردن
سربازان آتش دشمن را تحمل کردند تا مأموریت خود را به پایان برسانند.
کاری بسیار آسان
مذاکره کننده ماهر دریافت که رسیدن به سازش بین طرفین کار آسانی بود.