فهرست واژگان سطح C2 - سینما و تئاتر

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت درباره سینما و تئاتر را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
backlot [اسم]
اجرا کردن

شهرک سینمایی

Ex: The backlot served as a blank canvas for filmmakers , offering endless possibilities for creating immersive worlds and transporting audiences to distant times and places .

بک‌لات به عنوان یک بوم خالی برای فیلمسازان عمل می‌کرد، که امکان‌های بی‌پایانی برای خلق جهان‌های غوطه‌ور و انتقال مخاطبان به زمان‌ها و مکان‌های دور ارائه می‌داد.

interlude [اسم]
اجرا کردن

میان‌پرده

Ex: The interlude in the movie served as a transition to a new storyline .

میان‌پرده در فیلم به عنوان گذار به یک داستان جدید عمل کرد.

fourth wall [اسم]
اجرا کردن

دیوار چهارم (در تئاتر)

Ex: By shattering the fourth wall , the comedian created a sense of immediacy and connection with the audience , drawing them into the comedic experience as active participants .

با شکستن دیوار چهارم، کمدین احساسی از بی‌واسطگی و ارتباط با مخاطب ایجاد کرد، آن‌ها را به عنوان شرکت‌کنندگان فعال به تجربه کمدی کشید.

ad lib [اسم]
اجرا کردن

دیالوگ فی‌البداهه

Ex: The director encouraged the cast to experiment with ad libs during rehearsals , hoping to discover fresh and authentic moments to enhance the play .

کارگردان بازیگران را تشویق کرد تا در طول تمرین‌ها با بداهه‌گویی آزمایش کنند، به امید کشف لحظه‌های تازه و اصیل برای بهبود نمایش.

green room [اسم]
اجرا کردن

اتاق پشت‌صحنه

Ex: The green room buzzed with excitement and nervous energy as the cast awaited their cues to take the stage .

اتاق سبز از هیجان و انرژی عصبی پر بود در حالی که بازیگران منتظر نشانه‌های خود برای رفتن به روی صحنه بودند.

cameo [اسم]
اجرا کردن

حضور افتخاری

Ex:

طرفداران مشتاقانه منتظر کامئوها در فیلم بودند، سعی می‌کردند بازیگران معروفی را که در نقش‌های کوچک پنهان شده بودند، پیدا کنند.

outtake [اسم]
اجرا کردن

سکانس حذف‌شده

Ex: The blooper show aired a collection of outtakes from various TV shows , providing a comedic glimpse into the unplanned moments on set .

نمایش اشتباهات، مجموعه‌ای از صحنه‌های حذف شده از برنامه‌های تلویزیونی مختلف را پخش کرد و نگاهی طنزآمیز به لحظات برنامه‌ریزی نشده در صحنه ارائه داد.

اجرا کردن

استوری‌بوردسازی

Ex: The graphic novel 's intricate storyboarding showcased the creator 's meticulous attention to detail , with each panel carefully plotted to enhance the narrative flow .

استوری‌بوردینگ پیچیده رمان گرافیکی توجه دقیق خالق به جزئیات را نشان داد، با هر پنل که به دقت برای بهبود جریان روایی طرح‌ریزی شده بود.

rough cut [اسم]
اجرا کردن

تدوین اولیه

Ex: During the screening of the rough cut , the production team discussed pacing , continuity , and which scenes might need reshooting .

در طول نمایش نسخه اولیه، تیم تولید در مورد سرعت، تداوم و صحنه‌هایی که ممکن است نیاز به فیلمبرداری مجدد داشته باشند، بحث کردند.

اجرا کردن

پایان نمایش و قدردانی از تماشاچیان

Ex: After the curtain call , the cast and crew gathered backstage to celebrate the successful conclusion of the show 's run with hugs , laughter , and perhaps a few tears .

پس از فراخوان پرده، بازیگران و عوامل در پشت صحنه جمع شدند تا پایان موفقیت‌آمیز اجرای نمایش را با آغوش، خنده و شاید چند قطره اشک جشن بگیرند.

اجرا کردن

فیلم‌نامه‌خوانی

Ex: After the read-through , the production team discussed logistical details and finalized plans for rehearsals , set design , and costume fittings .

پس از خوانش اولیه، تیم تولید جزئیات لجستیکی را مورد بحث قرار داد و برنامه‌های تمرین، طراحی صحنه و تناسب لباس را نهایی کرد.

اجرا کردن

تغییر صحنه

Ex: The stage manager coordinated scene-shifting cues with lighting and sound cues to create a cohesive theatrical experience for the audience .

مدیر صحنه نشانه‌های تغییر صحنه را با نشانه‌های نور و صدا هماهنگ کرد تا یک تجربه تئاتری منسجم برای مخاطبان ایجاد کند.

set piece [اسم]
اجرا کردن

سکانس ویژه

Ex: The minimalist set piece , consisting of little more than a single chair and a spotlight , emphasized the intimacy and intensity of the dramatic monologue .

ست پیس مینیمالیستی، که شامل کمی بیشتر از یک صندلی و یک نورافکن بود، بر صمیمیت و شدت مونولوگ دراماتیک تأکید کرد.

spoof [اسم]
اجرا کردن

نقیضه (فیلم)

Ex: The website " The Onion " publishes spoofs of news articles , presenting fictional stories in a satirical and often outrageous manner .

وبسایت "The Onion" طنزهایی از مقالات خبری منتشر می‌کند، که داستان‌های تخیلی را به شیوه‌ای طنزآمیز و اغلب توهین‌آمیز ارائه می‌دهد.

weepy [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب و...) گریه‌آور

Ex:

« بینوایان » یک موزیکال اشک‌آور است که موضوعاتی از عدالت، رستگاری و فداکاری را بررسی می‌کند، با آهنگ‌ها و صحنه‌هایی که دل را می‌فشارد.

vaudeville [اسم]
اجرا کردن

نمایش چندگانه

Ex: Vaudeville provided a platform for performers of all backgrounds , including African American , Jewish , and immigrant entertainers who faced discrimination in other venues .

وودویل بستری را برای هنرمندان از همه پیشینه‌ها، از جمله هنرمندان آفریقایی-آمریکایی، یهودی و مهاجر که در مکان‌های دیگر با تبعیض مواجه می‌شدند، فراهم کرد.

film noir [اسم]
اجرا کردن

ژانر نوآر

Ex: This film noir tells the story of a detective who investigates the murder of a beautiful woman , only to find himself drawn into a web of obsession and deception .

این فیلم نوآر داستان یک کارآگاه را روایت می‌کند که قتل یک زن زیبا را بررسی می‌کند، فقط تا خود را در تار و پود وسواس و فریب بیابد.

Bouffon [اسم]
اجرا کردن

تئاتر بوفون

Ex: In bouffon performances , the actors often adopt grotesque masks and costumes to embody exaggerated characters and personas .

در اجراهای بوفون، بازیگران اغلب از ماسک‌ها و لباس‌های عجیب و غریب استفاده می‌کنند تا شخصیت‌ها و چهره‌های اغراق‌آمیز را تجسم بخشند.

اجرا کردن

میزانسن

Ex:

میزانسن فیلم به دقت جوهر صحنه را به تصویر کشید.

foley [اسم]
اجرا کردن

صداسازی

Ex:

در پس‌تولید، هنرمندان فولی به‌صورت نزدیک با طراحان صدا و تدوینگران کار می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که جلوه‌های صوتی به‌صورت بی‌درز با تصاویر هماهنگ شده و به روایت کمک می‌کنند.

dramaturgy [اسم]
اجرا کردن

نمایش‌پردازی

Ex: The dramaturgy of the scene captured the emotional intensity of the characters .

دراماتورژی صحنه، شدت عاطفی شخصیت‌ها را به تصویر کشید.

epilogue [اسم]
اجرا کردن

نطق ختامی (نمایش)

Ex: The epilogue invited the audience to reflect on the events of the play .
troupe [اسم]
اجرا کردن

گروه بازیگران

Ex: The theatre troupe 's performance was outstanding .

اجرای گروه تئاتر عالی بود.

auteur [اسم]
اجرا کردن

کارگردان صاحب‌سبک

Ex: The French New Wave movement celebrated directors as auteurs , elevating them to the status of artists whose films bear their unique stamp of authorship .

جنبش موج نوی فرانسه کارگردانان را به عنوان auteur جشن گرفت، آن‌ها را به جایگاه هنرمندانی ارتقا داد که فیلم‌هایشان مهر منحصر به فرد نویسندگی آن‌ها را دارد.

اجرا کردن

سینمای حقیقت‌جو

Ex:

فیلمسازانی که از روش سینما وریته استفاده می‌کنند، اغلب از دوربین‌های دستی و تدوین حداقلی بهره می‌برند تا حس بی‌واسطه‌گی و اصالت را در مستندهای خود ایجاد کنند.

neo-noir [اسم]
اجرا کردن

نئو-نوآر

Ex: Directors such as Quentin Tarantino and David Fincher are known for their contributions to neo-noir cinema , creating gritty and stylized films that push the boundaries of the genre .

کارگردانانی مانند کوئنتین تارانتینو و دیوید فینچر به دلیل مشارکت‌هایشان در سینمای نئو-نوآر شناخته می‌شوند، که فیلم‌های خشن و پرسبک خلق می‌کنند که مرزهای ژانر را جابجا می‌کنند.

soliloquy [اسم]
اجرا کردن

تک‌گویی (تئاتر)

Ex: In the midst of turmoil , the protagonist delivered a powerful soliloquy , grappling with conflicting emotions and existential questions .

در میان آشوب، شخصیت اصلی یک تک‌گویی قدرتمند ارائه داد، در حالی که با احساسات متضاد و سوالات وجودی دست و پنجه نرم می‌کرد.

aside [اسم]
اجرا کردن

کنارگویی

Ex: Shakespeare often uses the aside to let the audience in on secrets the rest of the cast does n't know .

شکسپیر اغلب از حاشیه استفاده می‌کند تا مخاطبان را از رازهایی مطلع کند که بقیه بازیگران از آن بی‌خبرند.

cliffhanger [اسم]
اجرا کردن

پایان نفس‌گیر

Ex: Each episode of the television series ended with a cliffhanger , keeping viewers engaged and invested in the ongoing narrative arc .

هر قسمت از سریال تلویزیونی با یک cliffhanger به پایان می‌رسید، بینندگان را درگیر و سرمایه‌گذاری شده در قوس روایی جاری نگه می‌داشت.

anachronism [اسم]
اجرا کردن

نابه‌نگامی

Ex: The speech referenced events that had n't yet occurred an unintentional anachronism .

سخنرانی به رویدادهایی اشاره کرد که هنوز رخ نداده بودند—یک نابه‌نگامی ناخواسته.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement