فهرست واژگان سطح C2 - Pace

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت کردن درباره سرعت را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
breakneck [صفت]
اجرا کردن

(سرعت) سرسام‌آور

Ex:

او با سرعت سرسام‌آور تایپ کرد تا مهلت تنگ را رعایت کند.

express [صفت]
اجرا کردن

سریع‌السیر

Ex: The express service at the restaurant allows customers to order and receive their meals promptly .

سرویس اکسپرس در رستوران به مشتریان اجازه می‌دهد تا غذای خود را سریع سفارش دهند و دریافت کنند.

nimble [صفت]
اجرا کردن

فرز چابک

Ex: The nimble athlete easily evaded tackles on the field .

ورزشکار چالاک به راحتی از تکل‌ها در زمین فرار کرد.

اجرا کردن

سریع و بی‌وقفه

Ex: With a lickety-split response , she resolved the customer 's issue within minutes .

با یک پاسخ برق‌آسا، او مشکل مشتری را در عرض چند دقیقه حل کرد.

blistering [صفت]
اجرا کردن

بسیار سریع

Ex:

فضاپیما با سرعتی سوزان پرتاب شد و به سرعت در پهنه فضای بیکران ناپدید شد.

supersonic [صفت]
اجرا کردن

سریعتر از فرکانس صدا

Ex: The aerospace company is developing a new supersonic passenger jet for faster intercontinental travel .

شرکت هوافضا در حال توسعه یک جت مسافربری فراصوت جدید برای سفرهای بین قاره‌ای سریع‌تر است.

lightning [صفت]
اجرا کردن

بسیار سریع

Ex:

با واکنش‌های برق‌آسا، او لیوان در حال افتادن را قبل از برخورد به زمین گرفت.

expeditious [صفت]
اجرا کردن

باعجله

Ex: The expeditious response from emergency services saved lives .

پاسخ سریع خدمات اضطراری جان‌ها را نجات داد.

flat out [قید]
اجرا کردن

با حداکثر سرعت

Ex: The student studied flat out for the upcoming exam , determined to excel .

دانشجو با تمام توان برای امتحان پیش رو مطالعه کرد، مصمم به عالی بودن.

dilatory [صفت]
اجرا کردن

کند (عمدی)

Ex: His dilatory behavior in meetings often frustrated colleagues who sought timely decision-making .

رفتار تعویقی او در جلسات اغلب همکارانی را که به دنبال تصمیم‌گیری به موقع بودند ناامید می‌کرد.

languid [صفت]
اجرا کردن

باطمأنینه

Ex: He lounged by the poolside , sipping his drink with languid movements .

او در کنار استخر دراز کشیده بود، در حالی که نوشیدنی اش را با حرکات کند می‌نوشید.

plodding [صفت]
اجرا کردن

کند

Ex:

برخی از دانش‌آموزان در طول سخنرانی که ارائه‌ای کند و پرزحمت داشت، علاقه خود را از دست دادند.

laggard [صفت]
اجرا کردن

کند

Ex: Beyond the scheduled timeframe , the completion of the project faced delays due to its laggard progress .

فراتر از چارچوب زمانی برنامه‌ریزی شده، تکمیل پروژه به دلیل پیشرفت کند خود با تأخیر مواجه شد.

to slacken [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن سرعت

Ex: After completing the sprint , the athlete allowed his speed to slacken and catch his breath .

پس از اتمام دو سرعت، ورزشکار اجازه داد سرعتش کاهش یابد و نفسش را تازه کند.

to outpace [فعل]
اجرا کردن

در سرعت پیشی گرفتن

Ex: The student 's enthusiasm for learning enabled her to outpace their classmates academically .

اشتیاق دانش آموز به یادگیری به او امکان داد که از همکلاسی‌های خود در زمینه تحصیلی پیشی بگیرد.

to expedite [فعل]
اجرا کردن

تسریع کردن

Ex: To expedite the visa application process , the embassy introduced an online application system .

برای تسریع فرآیند درخواست ویزا، سفارت یک سیستم درخواست آنلاین معرفی کرد.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement