فهرست واژگان سطح C2 - آب و هوا و دما

در اینجا تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد آب و هوا و دما را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
monsoon [اسم]
اجرا کردن

باران موسمی

Ex: The monsoon climate supports lush vegetation and diverse ecosystems , contributing to the rich biodiversity of regions like India and Bangladesh .

آب و هوای مونسون از پوشش گیاهی سرسبز و اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کند و به تنوع زیستی غنی مناطق مانند هند و بنگلادش کمک می‌کنند.

اجرا کردن

بارش

Ex: The weather forecast predicts heavy precipitation tomorrow .
dew [اسم]
اجرا کردن

شبنم

Ex: Walking through the meadow at dawn , she felt the cool touch of dew on her bare feet , refreshing and invigorating .

در حالی که در سپیده‌دم از میان چمنزار می‌گذشت، لمس خنک شبنم را روی پای برهنه‌اش احساس کرد، طراوت‌بخش و انرژی‌دهنده.

isobar [اسم]
اجرا کردن

ایزوبار (هواشناسی)

Ex:
اجرا کردن

مقیاس بوفورت

Ex:

در طول مسابقه قایقرانی، ملوانان به طور مداوم مقیاس بوفورت را برای حرکت در شرایط مختلف باد زیر نظر داشتند.

sleet [اسم]
اجرا کردن

باران نیمه منجمد

Ex: We decided to postpone the outdoor event due to the impending sleet storm .

ما تصمیم گرفتیم رویداد فضای باز را به دلیل طوفان باران و برف قریب الوقوع به تعویق بیاندازیم.

whiteout [اسم]
اجرا کردن

بارش برف متراکم و گسترده

Ex: Our camping trip was interrupted by a whiteout , forcing us to seek shelter in our tents .

سفر کمپینگ ما توسط یک کولاک سفید قطع شد و ما را مجبور کرد تا در چادرهایمان پناه بگیریم.

chinook [اسم]
اجرا کردن

باد شینوک

Ex: Travelers rejoiced as the chinook breeze made driving conditions more pleasant by clearing icy roads .

مسافران خوشحال شدند هنگامی که نسیم شینوک با پاک کردن جاده‌های یخی شرایط رانندگی را دلپذیرتر کرد.

gust [اسم]
اجرا کردن

وزش شدید باد

Ex: The sailor reefed the sails as the boat was hit by a strong gust , ensuring it could safely navigate the choppy waters .

ملوان بادبان‌ها را جمع کرد وقتی که قایق با یک تندباد شدید برخورد کرد، اطمینان حاصل کرد که می‌تواند با ایمنی در آب‌های مواج حرکت کند.

slush [اسم]
اجرا کردن

برف نیمه‌آب شده

Ex: The dog 's paws got covered in slush during the walk , leaving wet prints on the floor .

پنجه‌های سگ در طول پیاده‌روی با برف نیمه‌ذوب پوشیده شد، و ردهای خیس روی زمین باقی گذاشت.

squall [اسم]
اجرا کردن

طوفان ناگهانی همراه با بادهای شدید

Ex: During the hike , a squall caught us off guard , drenching us with a sudden downpour .

در طول پیاده‌روی، یک توفان ناگهانی ما را غافلگیر کرد و با بارانی ناگهانی خیسمان کرد.

flash flood [اسم]
اجرا کردن

سیل ناگهانی

Ex: The urban drainage system struggled to handle the unexpected volume of water during the flash flood .

سیستم زهکشی شهری در مقابله با حجم غیرمنتظره آب در طول سیل ناگهانی مشکل داشت.

sunburst [اسم]
اجرا کردن

ظهور ناگهانی نور خورشید

Ex: The dark , rainy day was brightened by a brief sunburst that lifted everyone 's spirits .

روز تاریک و بارانی با یک تابش خورشید کوتاه روشن شد که روحیه همه را بالا برد.

anticyclone [اسم]
اجرا کردن

واچَرخَند

Ex: The anticyclone 's high-pressure system suppressed cloud formation and precipitation , resulting in sunny days and cool evenings .

سیستم فشار بالای آنتی سیکلون تشکیل ابر و بارش را سرکوب کرد، که منجر به روزهای آفتابی و شب‌های خنک شد.

bluster [اسم]
اجرا کردن

طوفان

Ex: Walking along the waterfront became challenging as the bluster whipped up waves on the lake .

راه رفتن در امتداد ساحل دریاچه هنگامی که باد شدید موج‌ها را در دریاچه بالا می‌آورد، دشوار شد.

balmy [صفت]
اجرا کردن

ملایم (هواشناسی)

Ex: After a long winter , the arrival of balmy spring days lifted everyone 's spirits .

پس از زمستانی طولانی، آمدن روزهای ملایم بهار روحیه همه را بالا برد.

sweltering [صفت]
اجرا کردن

(گرمای) شدید

Ex:

شرایط طاقت‌فرسا باعث شد بسیاری در ساختمان‌های دارای تهویه مطبوع به دنبال آرامش باشند.

torrid [صفت]
اجرا کردن

سوزان

Ex:

خورشید سوزان بی‌رحمانه بر روی چشم‌انداز خشک می‌تابید و محیطی خشن ایجاد می‌کرد.

sizzling [صفت]
اجرا کردن

سوزان

Ex:

فروشنده غذای خیابانی با مهارت کباب‌های داغ و تفت داده را روی تابه داغ آماده کرد و جمعیت گرسنه را جذب کرد.

parching [صفت]
اجرا کردن

خشک شدن

Ex:

خشکسالی سوزان منجر به کمبود آب و جیره‌بندی شدید در بسیاری از شهرهای منطقه شد.

flaming [صفت]
اجرا کردن

گرمای شدید و سوزان

Ex:

خورشید سوزان بر روی مسافران ساحل می‌تابید و آن‌ها را به جستجوی سایه یا خنک شدن در آب وادار می‌کرد.

lukewarm [صفت]
اجرا کردن

نسبتا گرم

Ex: The leftovers from last night 's dinner were only lukewarm when reheated in the microwave .

باقیمانده شام دیشب وقتی در مایکروویو گرم شد فقط نیم‌گرم بود.

muggy [صفت]
اجرا کردن

گرم و مرطوب

Ex:

شرایط مرطوب در گلخانه محیطی ایده‌آل برای رشد گیاهان گرمسیری فراهم کرد.

nippy [صفت]
اجرا کردن

سرد اما نشاط آور (هوا)

Ex: Walking in the nippy weather invigorated the hikers as they explored the mountain trail .

پیاده‌روی در هوای خنک به کوهنوردان انرژی داد در حالی که در حال کاوش در مسیر کوه بودند.

arctic [صفت]
اجرا کردن

بسیار سرد

Ex: The arctic wind sliced through their clothing , chilling them to the bone .

باد قطبی از لباس‌هایشان رد شد و آن‌ها را تا استخوان سرد کرد.

glacial [صفت]
اجرا کردن

یخبندان

Ex: She wrapped herself in a thick blanket to ward off the glacial chill seeping through the poorly insulated cabin walls .

او خود را در یک پتو ضخیم پیچید تا از سرما یخبندان که از دیوارهای بد عایق کابین نفوذ می‌کرد، دوری کند.

algid [صفت]
اجرا کردن

خیلی سرد

Ex: The algid air in the high-altitude region made breathing feel crisp and invigorating .

هوای سرد در منطقه مرتفع، تنفس را تازه و نشاط‌آور می‌کرد.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement